خط عشق
عشق
برای ما که امشب جدا شدیم دوباره توی خونه ای که نیستی چه سخته بی تو بودن زمونه ی لعنتی تو رو گرفته از من سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت نگو جدایی ما بازی سرنوشته نگو که قصمونو خود خدا نوشته اون همه خاطراتو چطور فراموش کنم ؟ تو رفتی و ندیدی اون که شکسته منم سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت به من نگو که گریه تلخه شگون نداره نگو بزار آسمون به جای ما بباره اون که شکسته منم سرت سلامت عزیز به یاد عشقمون باش تو فصل زرد پاییز پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد برای غربت شبم مژده ای از سحر میاد صدای پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون پر می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد میاد که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه بگین به این شکسته دل یه عمره دلواپسه لبخندش را تقسیم کرد؛ این بار که به زمین نیاید ... !!! کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که " آماده ایم " نــه وقتی کــه " تنهــائیـم" تو کجایی سهراب؟ باران... یادمان باشد , همیشه.... ذره ای حقیقت پشت "فقط یه شوخی بود" "همینطوری پرسیدم" "به من چه اصلا" "چه میدونم" واندکی درد پشت "اشکالی نداره" وجود دارد.

خنده اش به من رسید،
لب هایش به دیگری
تو ... بگو "دوستت دارم"
نترس
من آسمان را
گرفته ام


آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند...
وای سهراب کجایی آخر؟...
زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !
تو کجایی سهراب؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند,
همه جا سایه ی دیوار زدن !
وای سهراب دلم را کشتند... ...
بهانه ای بــــــود...
کـــــه زیر چتـــــر من...
تا انتهای کــــــــــــــــــــــــــوچه بیایی...
کاش...
نه کوچـــــــــــــــه انتهایی داشت و نه باران بند می آمـــــد...
کمی کنجکاوی پشت
قدری احساسات پشت
مقداری خرد پشت



